اقتصاد مقاومتی و فرهنگ اقتصاد اسلامی

اقتصاد مقاومتی عبارت از یک نظام اقتصادی است که با وجود دشواری ها، تهدیدات، خصومت‌ها و تکانه‌های مختلف بتواند اهداف خود را محقق کند. این بدان معناست که هر مکتب اقتصادی در راستای تحقق اهداف خود ـ که از طریق طراحی و اجرای یک نظام اقتصادی آن را پیگیری می‌کند ـ با انواعی از موانع و شوک‌ها (تکانه‌ها) مواجه می‌شود.

در چنین وضعیتی یک نظام اقتصادی مقاومتی اقتضا می کند تدابیر لازم برای برخورد با این موانع و شوک ها اتخاذ شده باشد. براین اساس موضوع اقتصاد مقاومتی صرفا مختص به ایران نیست و بسیاری از کشورهای دیگر نیز با تعابیری نزدیک، به سمت مقاوم کردن اقتصاد خود حرکت کرده اند.

تحریم، منشأ اقتصاد مقاوتی؟

برخی تصور می کنند وجه طرح الگوی اقتصاد مقاومتی در ایران صرفا مساله تحریم های اقتصادی بوده است، اما عقل سالم عقلای هر کشوری حکم می کند اقتصادشان را در مقابل تکانه ها و شوک های مختلف (که می توانند سیاسی یا غیر سیاسی باشند) مقاوم سازی کنند. اگرچه طرح جدی این الگوی اقتصادی در ایران در عصر تحریم های اقتصادی صورت گرفته است (اولین بار در سال ۱۳۸۹ توسط مقام معظم رهبری مدظله العالی)، اما در بررسی های کارشناسی به خوبی نمایان است که آنچه باعث بروز مشکلات اقتصادی در سال های اخیر با این درجه از شدت شده است، نه تحریم های اقتصادی، که ساختار معیوب اقتصاد کشور (در هر دو حوزه سخت و نرم) بوده است و آنچه به عنوان اثرات اقتصادی تحریم ها دانسته می شود، در واقع ظهور مشکلاتی در اقتصاد کشور است که پیشتر مخفی و خارج از دید عمومی بوده اند. در واقع تحریم ها به همه (اعم از مسئولان، نخبگان و توده مردم) نشان داد که اقتصاد ایران دارای مشکلاتی عمیق است، مشکلاتی که گاه ریشه ای به قدمت یک قرن یا بیشتر دارند. نه تورم شدید، نه بیکاری بالا و نه کمبود کالا در بازارها هیچ یک اثرات اقتصادی مستقیم تحریم ها نبوده اند؛ بلکه به علت وجود ضعف هایی جدی در اقتصاد کشور و تنها با چاشنی تحریم ها بروز یافته اند.

حال در الگوی اقتصاد مقاومتی ـ که هدف آن مقاوم سازی اقتصاد کشور در مقابل هرنوع شوک و تکانه (اعم از شوک های سیاسی یا غیرسیاسی با منشأ خارجی یا داخلی) است ـ بازسازی بنیان های اقتصاد مدنظر قرار می گیرد. این تغییرات در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری صورت می گیرد. بعد سخت افزاری به اصلاحات ساختاری اشاره دارد (اعم از نهادها، قوانین، ساختارهای رسمی و …) و بعد نرم افزاری به اصلاحات فرآیندی و حوزه نرم بازمی گردد که یکی از مهم ترین آنها فرهنگ اقتصادی است. با این حساب تحولات ساختاری (در حوزه هایی از جمله نظام مالی و بانکی، بازار سرمایه، نظام تجارت خارجی، نظام های نظارتی و…) در کنار تحولات نرم بخصوص در حوزه فرهنگ اقتصادی اهمیت می یابند. این هر دو مستلزم برنامه ریزی اقتصادی و برنامه ریزی فرهنگی به طور همزمان هستند.

فرهنگ واقتصاد مقاومتی

در این میان، فرهنگ اقتصادی در یک بیان ساده عبارت است از نحوه انجام امور اقتصادی توسط افراد. برخی از عرصه های تجلی فرهنگ اقتصادی عبارتند از: الگوی مصرف، الگوی تولید، الگوی مدیریت، الگوی انتخاب و الگوی تربیت (در حوزه تربیت اقتصادی). الگوهای رفتاری در عرصه های فوق تحت تاثیر گرایش ها (انگیزه ها) و بینش های افراد جامعه قرار دارد. در راستای مقاوم سازی یک اقتصاد، تقویت فرهنگ اقتصادی (در راستای تحقق اهداف و مقابله با موانع) اهمیت می یابد که این خود مستلزم اقدامات متناسب آموزشی، فرهنگی و ترویجی خواهد بود. در این راستا برخی عناصر فرهنگی مورد تاکید و توجه قرار می گیرند، عناصری که در فرهنگ اسلامی در حد اعلا مورد تاکید هستند که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از روحیه تلاش، مقاومت، جهاد، خلاقیت، اعتماد به نفس، همکاری، محبت، اعتقاد به نصرت الهی و… امثال این مولفه های فرهنگی نقش موثری در مقاوم سازی یک اقتصاد دارند. به عنوان مثال در شرایط تحریم های اقتصادی علیه ایران به عنوان یک شوک یا تکانه، یکی از علل بروز تورم شدید (در حالی که حداکثر تورم ناشی از افزایش نرخ ارز ۱۰ درصد محاسبه شده بود) فرهنگ نامطلوب اقتصادی در بخشی از مردم ما بوده است. بخشی از تولیدکنندگان با قیمت گذاری های ناعادلانه یا احتکار کالا یا کاهش تولید و بخشی از مصرف کنندگان با احتکار خانگی کالا (از ترس قحطی!) و حتی افزایش مصرف و برخی مدیران اقتصادی با دستپاچه شدن و از دست دادن اعتماد به نفس به تورم دامن زدند. از سوی دیگر بخشی از بیکاری افزایش یافته در عصر تحریم های هسته ای به جهت فرهنگ سودجویانه و منفعت طلبانه برخی از هموطنان بوده است (کسانی که به عنوان مثال در شرایط کمبود منابع ارز به قصد کسب سود ـ به هر قیمتی ـ دست به خرید و احتکار ارز زدند، اقدامی که در نتیجه باعث افزایش بیش از انتظار نرخ ارز و در نهایت افزایش غیر قابل تحمل هزینه های برخی تولیدکنندگان وابسته به نهاد های وارداتی و تعطیلی واحدهای آنها شد). در حالی که در مقابل همه این عناصر نامطلوب فرهنگی، قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام فرهنگ تلاش، نوع دوستی، انصاف، خلاقیت، توکل بر خدا، اعتماد به نفس و … را مطرح و ترویج می کند. شاید این خود یکی از وجوه بیان قرآن کریم باشد: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» (اسرا/۹) به درستی که قرآن با هدایتگری بینشی و گرایشی خود به با قوام ترین (یا به تعبیری مقاوم ترین) الگوها هدایت می کند، از جمله در اقتصاد.

دکترحجت الله عبدالملکی

استاداقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)

Print Friendly, PDF & Email